new life
hi.
much people think(ideate, deem) that the only way to learn english is to live in european lifestyle and or learn english as 2nd language(ESL) but i believe that the best way to learn english is not only to live like european but also think like them and consider english as the 1st and substitute for farsi, and we should accept the world became and ingrated country. so pride to our heritage and language has no result and benefits exept retardation.
جدیدترین سریال های نود 32
جدیدترین سریال های NOD32
جدیدترین یوزرنیم و پسورد های نود32
EAV
Username: EAV-28671525
Password: fd6bher6xb
Expiry Date: 11.09.2010
Username: EAV-28756701
Password: f6224xrfhm
Expiry Date: 13.09.2010
Username: EAV-29375851
Password: jvx526ma85
Expiry Date: 30.09.2010
Username: EAV-30074274
Password: xdks2aft2a
Expiry Date: 19.10.2010
Username: EAV-30074998
Password: 8pknu3d447
Expiry Date: 19.10.2010
Username: EAV-30157029
Password: t74mhsk2p7
Expiry Date: 21.10.2010
Username: EAV-30159178
Password: 6338xv64mc
Expiry Date: 21.10.2010
Username: EAV-30160975
Password: p8bprcedtv
Expiry Date: 21.10.2010
Username: EAV-30386009
Password: ftvdr5e67m
Expiry Date: 28.10.2010
Username: EAV-30386163
Password: tx775c4nme
Expiry Date: 28.10.2010
Username: EAV-30387629
Password: a57m7fa6vk
Expiry Date: 28.10.2010
Username: EAV-30476663
Password: xapkcks3a7
Expiry Date: 30.10.2010
Username: EAV-30526041
Password: pvu7fb5ve4
Expiry Date: 31.10.2010
ESS
Username: TRIAL-32155210
Password: u4p88646aj
Expiry Date: 09.07.2010
Username: TRIAL-32155244
Password: a8f6xc5thx
Expiry Date: 09.07.2010
Username: TRIAL-32155273
Password: ekej5t7mc8
Expiry Date: 09.07.2010
Username: TRIAL-32155302
Password: 8t2kd867k7
Expiry Date: 09.07.2010
Username: TRIAL-32155333
Password: 46heasu23a
Expiry Date: 09.07.2010
Username: TRIAL-32155365
Password: mthm5xk6x8
Expiry Date: 09.07.2010
Username: EAV-29820842
Password: bmnv53se6a
Expiry Date: 21.07.2010
Username: EAV-29820855
Password: rpj38dcr87
Expiry Date: 21.07.2010
Username: EAV-29820865
Password: 8r2vhbkvsd
Expiry Date: 21.07.2010
Username: EAV-29941202
Password: p83hstfnkt
Expiry Date: 23.07.2010
Username: EAV-29941262
Password: kcahpvkr7m
Expiry Date: 23.07.2010
Username: EAV-29941301
Password: arnt7bxpk5
Expiry Date: 23.07.2010
flash player 10.1
سکولاریسم
سکولاریسم
سکولاریسم (به انگلیسی: Secularism) به صورت کلی به مفهوم ممانعت از دخالت دین در تمامی امور عمومی جامعه است. این تفکر به صورت کلی ریشه در عصر روشنگری در اروپا دارد. ارزشهایی مانند جدایی دین از سیاست، جدایی کلیسا و حکومت در آمریکا، و لائیسیته در فرانسه بر پایه سکولاریسم بنا شدهاند.
![]()
(نقشه کشورهای جهان که در آنها حکومت بر مبنای سکولاریسم است.)
اهداف و استدلالها برای قبول سکولاریسم بسیار گستردهاند. در لائیسیته اروپایی بحث گردیده که سکولاریسم یک جنبش به سوی مدرنیته و دور شدن از ارزشهای دینی است. برخی استدلال میکنند که سکولاریسم در آمریکا بیشتر به حفظ دین از حکومت پرداخته و در زمینه اجتماعی کمکار تر بودهاست.[۱] در میان کشورها جنبشهای سیاسی گوناگون سکولاریسم را به دلایل مختلف پشتیبانی میکنند.
واژه سکولاریسم برای اولین بار توسط نویسندهٔ بریتانیایی، جورج هالی اوک در سال ۱۸۴۶ استفاده شد. هر چند این اصطلاح تازه بود، ولی مفهوم کلی آزادی که سکولاریسم بر پایه آن بنا شده بود، در طول تاریخ وجود داشتهاست. ایدههای اولیه سکولار میتوان در آثار ابن رشد (اورئوس) پیدا کرد. وی و پیروان مکتب اوروئسیسم معتقد به جدایی دین از فلسفه بودند. هالی اوک این ایده جدایی اجتماع از دین را بدون تلاش برای انتقاد عقاید دینی مطرح کرد. هالی اوک یک ندانمگرا بود و به نظر خودش سکولاریسم برهانی علیه مسیحیت محسوب نمیشد، بلکه مستقل بود. سکولاریسم تنها به این نکته میپردازد که راه روشن در حقیقت سکولار است. دانستنیهای سکولار به طور روشن در همین زندگی پیدا میشوند و میتوانند در همین زندگی آزمون شوند.
تعریف
از آن جا که اصطلاح سکولاریسم در موارد مختلفی استفاده میشود، معنی دقیق آن بر اساس نوع کاربرد متفاوت است. فلسفهٔ سکولاریسم بر این پایه بنا شده است که زندگی با در نظر گرفتن ارزشها پسندیدهاست و دنیا را با استفاده از دلیل و منطق، بدون استفاده از تعاریفی مانند خدا یا خدایان و یا هر نیروی ماورای طبیعی دیگری، بهتر میتوان توضیح داد.
در حکومت معنی سکولاریسم، عدم دخالت باورهای مذهبی در امر حکومت و برتری دادن اصول حقوق بشر بر سایر ارزشهای متصور هر گروه و دستهای است.
در مفاهیم جامعهشناسی، سکولاریسم به هر موقعیتی که در آن، جامعه مفاهیم مذهبی را در تصمیمگیریهای خود کمتر دخالت دهد و یا این مفاهیم، کمتر موجب بروز اختلاف و یا درگیری گردد اطلاق میگردد.
واژهٔ سکولار در زبان لاتین به معنای «این جهانی»، «دنیوی»، «گیتیانه» و متضاد با «دینی» یا «روحانی» است. امروزه وقتی از سکولاریسم به عنوان یک آموزه (دکترین) سخن میگویند، معمولاً مقصود هر فلسفهایست که اخلاق را بدون ارجاع به جزمیات (دُگمهای) دینی بنا میکند و در پی ارتقای علوم و فنون بشری است. [۲]
سکولاریسم اگرچه در ایران بیشتر بار سیاسی دارد و به جای برچسب سیاسی به کار میرود اما در پایه، معنایی معرفتشناسانه دارد. از این رو، در نوشتههای سختهتر از آن به عرفگرایی ترجمه و تعبیر میشد که اکنون واژهٔ گیتیگرایی به جای اش نشسته که برابرنهادهٔ درخوری است اگر به پارسی سره علاقهمند باشیم و معنای درست گیتی را-به ویژه آن گاه که رویاروی مینو مینشیند- بدانیم.
برنارد لوئیس مفهوم سکولاریسم را چنین شرح میدهد:
واژه سکولاریسم نخست در میانه قرن نوزدهم در زبان انگلیسی به کار رفتهاست، و اصولاً بار ایدئولوژیک داشتهاست. در کاربرد نخستین آن، بر آموزهای دلالت میکرد که مطابق آن اخلاقیات باید مبتنی بر ملاحظات اخلاقی و معطوف به سعادت دنیوی انسان باشد، و ملاحظات مربوط به خدا و حیات اخروی را باید کنار نهاد. بعداً، «سکولاریسم» را به این معنای گستردهتر به کار بردند که مؤسسات عمومی، به ویژه آموزش عمومی، باید سکولار باشد و نه دینی. در قرن بیستم، این واژه معنای وسیعتری یافت، که از معانی قدیم و جدید واژه سکولار نشأت گرفته بود. امروزه آن را اغلب همراه با «جدایی» نهادهای دینی و دولتی به کار میبرند، که تقریباً معادل با واژهٔ فرانسوی laicisme است که در دیگر زبانها هم وارد شده، اما هنوز در زبان انگلیسی استعمال نمیشود
دولت سکولار
همچنین ببینید: دولت سکولارامروزه اغلب دولتهای مهم جهان اهمیت سکولاریسم و دموکراسی را پذیرفتهاند. یک پیامد عملی سکولاریزاسیون، جدایی کلیسا و دولت است – در حقیقت این پیامد چنان یادآور سکولاریزاسیون است که اغلب این دو را یک پدیده میشمارند، و اغلب به جای «سکولاریزاسیون» از «جدایی کلیسا و دولت» سخن میگویند. اما باید در نظر داشت که سکولاریزاسیون فرآیندی است چندوجهی که در متن جامعه صورت میگیرد، درحالی که جدایی نهاد دین و دولت توصیف جنبه سیاسی این فرآیند است.
جدا شدن نهاد دین و دولت در طی سکولاریزاسیون بدین معناست که مؤسسات خاص سیاسی – که به درجات مختلف تحت کنترل دولت هستند- از سیطره مستقیم یا غیر مستقیم دین رها میشوند. این بدان معنا نیست که پس از سکولاریزاسیون نهادهای دینی دیگر نمیتوانند در مورد مسائل عمومی و سیاسی حرفی بزنند، بلکه بدین معناست که دیدگاههای نهادهای دینی دیگر نباید بر جامعه تحمیل شوند، و یا مبنای سیاستگذاریهای عمومی قرار گیرند. در عمل، دولت باید تا حد امکان نسبت به عقاید گوناگون و متفاوت دینی بیطرف بماند؛ نه مانع آنها باشد و نه مجری خواستههایشان. [۴]
سکولاریسم معمولا در پرتو عصر روشنگری در اروپا مطرح میشود که تاثیر اصلی را بر جوامع غربی داشتهاست. جدایی دین از سیاست در آمریکا و لائیسیته در فرانسه به طور گستردهای بر پایه سکولاریسم رخ دادهاست. البته ایده جدایی دین و دولت در شرق هم در هند از دوران کهن ریشه داشتهاست. دولت نوین هند نیز بر پایه این ارزشها تشکیل یافته و تا حدودی هم در آن موفق بودهاست.
به نظر سکولاریستها بهتر است سیاستمداران برای تصمیمگیری به جای دلایل مذهبی از دلایل سکولاراستفاده کنند. از این لحاظ در تصمیمات سیاسی برای مسائلی چون سقط جنین، پژوهش بر روی سلولهای بنیادی، ازدواج همجنسها و آموزش سکس، سازمانهای سکولاری چونCenter for Inquiry در آمریکا تاکید بسیاری میکنند.
لائیسیته
در زبان فرانسه و برخی دیگر از زبانهای رومی و ایتالیایی: "laticita" یا "laicismo" معادل سکولاریسم است و به مفهوم عدم دخالت دین در امور دولتی و سیاست و یا برعکس آن میباشد. اگر چه به نظر میرسد هیچ کلمهای در زبان انگلیسی نتواند معنای واقعی کلمه «laïcité» را که از واژه یونانی λαϊκός میآید و به معنای سکولار است برساند، اما این کلمه با کلمات انگلیسی laity یا laymen به معنای عام مرتبط است و “laicity” شیوه نگارش انگلیسی اصطلاح فرانسوی لائیسیتهاست.
(شعار جمهوری فرانسه که پس از تصویب قانون جدایی دین از حکومت در سال ۱۹۰۵ برروی ناقوس یک کلیسا در آپس (بخش وار ) نصب شدهاست. چنین نقوشی بسیار نادر هستند واین نقش در جشن دویست ساله انقلاب فرانسه در سال ۱۹۸۹ ترمیم شده است.)
بین لائیسیته و سکولاریسم تفاوت وجود دارد؛ لائیسیته یک نظریه سیاسی است که طبق آن دین از حکومت جدا است و این نظریه با هدف افزایش آزادیهای دینی ارائه شدهاست، درحالی که سکولاریسم با هدف زدودن ایمان از زندگی جاری مردم معرفی شدهاست، با این وجود گاهی اوقات اصطلاحات سکولاریسم و سکولاریته به معنای لائیسیته به کار میروند. فردی که به مکتب لائیسیته اعتقاد دارد را لائیک میگویند.
طرفداران مکتب لائیسیته بر این باورند که این اصطلاح به معنای رهایی از دین است و بنابراین فعالیتهای دینی میبایست در چارچوب قانون همانند دیگر فعالیتها صورت پذیرند وامری فراقانونی نیستند. دولت در برابر نظریات مذهبی هیچ گونه موضعی نمیگیرد و افراد مذهبی را همانند دیگر افراد جامعه میشناسد. منتقدان بویژه منتقدان نسخه ترکی لائیسیته و ممنوعیت حجاب در فرانسه استدلال میکنند که این ایدئولوژی ضد مذهب است ودرعمل از آزادیهای دینی میکاهد.
اخلاقیات سکولار
هالی اوک در سال ۱۸۹۶ در کتاب خود به نام «سکولاریسم انگلیسی»، سکولاریسم را به این گونه تعریف میکند:
سکولاریسم شیوه و قانون زیستن است که بر اساس انسان خالص بنا نهاده شدهاست و به صورت کلی برای کسانی است که باورهای مذهبی و یا خرافی را ناکافی یا غیرقابل اطمینان و یا غیرقابل باور یافتهاند.
اصول آن عبارت است از:
بهبود وضعیت زندگی با توجه به مفاهیم مادی زندگی دانش تنها وسیله در دسترس انسان است اینکه خیر در نیکی کردن است. چه خیر جهان دیگر درکار باشد و چه نباشد. نیکی کردن در این جهان، و پیجویی این نیکی، خیر است.استدلالهای موافقان و مخالفان سکولاریسم
موافقین سکولاریسم بر این باورند که گرایش به سمت سکولاریسم و به دنبال آن دوری از دین در دولتهای سکولار، نتیجه اجتناب ناپذیر عصر روشنگری است، که در آن گرایش عمومی جامعه به سوی علم و خرد سوق پیدا کرد و از دین و خرافه دورتر شد.
از طرف دیگر، مخالفین سکولاریسم با این باورند که یک دولت سکولار، خود مشکلات زیادی را معرفی میکند، بدون آنکه بتواند راه حلی برای مشکلات اصلی، مانند آزادی عقاید فردی و مذهبی ارائه دهد. برای مثال، اگر چه قانون های اساسی کشورهای دانمارک، فنلاند، نروژ، و ایسلند رابطه میان حکومت و دین (کلیسا) را به رسمیت میشناسند، با این وجود این کشورها آزادتر از بسیاری از کشورهای سکولار محسوب میشوند. ایسلند در میان اولین کشورهایی است که حق سقط جنین را به رسمیت شناخت (در نیمه اول قرن ۲۰) و یا اینکه دولت فنلاند برای احداث مساجد بودجه دولتی در نظر میگیرد.
منبع : ویکی پدیا
آهنگ زيباي Self Control از Laura Branigan
ترانه زيباي Self Control از لورا برانيگان (laura branigan) به همراه متن و ترجمه
![]()
دانلود ترانه :
http://laura-branigan-self-control-lyrics-mp3.kohit.net/_/52758
http://laura-branigan-gloria-mp3-download.kohit.net/_/681893
http://laura-branigan-self-control-mp3-download.kohit.net/_/890364
متن ترانه و ترجمه :
Oh the night is my world
آه، شب دنياي من است
City light painted girls
نورپردازي شهر و دختران رنگارنگ
In the day nothing matters
در روز هيچ چيز اهميت ندارد
It's the night time that flatters
اين شب است كه مرا گمراه مي كند
In the night no control
در شب كنترلي وجود ندارد(نمي توانم خودم را كنترل كنم)
Through the wall something breaking
آن سوي ديوار چيزي در حال شكست است
Wearing white as you're walking
و تو سفيد پوشيده اي در حاليكه قدم مي زني
Down the street of my soul
در خيابان روح من
You take myself you take my self control
تو مي گيري، تو كنترل مرا مي گيري
You got me living only for the night
تو مرا فقط براي زندگي در شب آفريده اي
Before the morning comes
قبل از اينكه صبح بيايد
A story's told
يك داستان گفته شد
You take myself you take my self control
تو مي گيري، تو كنترل مرا مي گيري
Another night, another day goes by
يك شب ديگر، يك روز ديگر مي رود با اين خيال كه
I never stop myself to wonder why
من هيچ وقت پايان نمي دهم به اينكه در شگفت باشم كه چرا
You help me to forget to play my role
تو به من كمك مي كني كه من نقشم را فراموش كنم
You take myself you take my self control
تو مي گيري، تو كنترل مرا مي گيري
I, I live among the creatures of the night
من، من در ميان مخلوقات شب زندگي مي كنم
I haven't got the will to try and fight
من هنوز خواست و اراده براي تلاش و نبرد را به دست نياورده ام...
Against a new tomorrow
... در برابر يك فرداي جديد
So I guess I'll just believe it
بنابر اين من گمان مي كنم من فقط باور خواهم داشت كه...
That tomorrow never comes
... كه فردا هيچ وقت نخواهد آمد
I say night I'm living in the forest of my dream
من مي گويم شب، من در جنگل روياهايم زندگي مي كنم
I know the night is not as it would seem
من مي دانم كه شب آنطور نيست كه به نظر مي رسد
I must believe in something
من بايد ايمان داشته باشم به بعضي چيزها
So I'll make myself believe it
پس من خودم را واداربه اين باور مي كنم...
That this night will never go
... كه اين شب هيچ گاه نخواهد رفت
Ohoho, ohoho,ohoho, ohoho Ohoho...

Oh the night is my
world
آه، شب دنياي من است
City light painted girls
نور پردازي شهر و دختران رنگارنگ
In the day nothing matters
در روز هيچ چيز برايم مهم نيست
It's the night time that flatters
اين شب است زماني كه مرا گمراه مي كند
I, I live among the creatures of
the night
من، من در ميان مخلوقات شب زندگي مي كنم
I haven't got the will to try and fight...
من هنوز ميل و اراده براي تلاش و نبرد را به دست نياورده ام...
Against a new tomorrow
در مقابل فردايي جديد
So I guess I'll just believe it
پس گمان مي كنم من فقط باور خواهم داشت...
That tomorrow never knows
... كه فردا هيچ وت نخواهد فهميد
I say
night I'm living in the forest of my dream
من مي گويم شب، من در جنگل روياهايم زندگي مي كنم
I know the night is not as it would seem
مي دانم كه شب آنطور نسيت كه به نظر مي رسد
I must believe in something
من بايد ايمان داشته باشم به چيزهايي
So I'll make myself believe it
بنابراين خودم را وادار به اين باور مي كنم كه...
That this night will never go
... كه اين شب هيچگاه نخواهد رفت
Ohoho,
ohoho, ohoho,
ohoho Ohoho...
You take my self, you take my
self control
تو در اختيار مي گيري مرا، تو در اختيار مي گيري كنترل مرا
زندگي نامه لورا برانيگان :
![]()
لورا برانیگن[۱] (به انگلیسی: Laura Branigan) (۳ آگوست ۱۹۵۷ -۲۶ اوت ۲۰۰۴[۲]) برندهٔ جایزهٔ گرمی آمریکا در سال ۱۹۸۳ خوانندهٔ موسیقی پاپ آمریکایی بود.
آهنگ «سلف کنترل» (Self control) وی در سطح جهان (از جمله در ایران[نیازمند منبع]) دارای شهرت بسیاری گردید.
وی در ۲۶ اوت ۲۰۰۴ بدلیل عارضهٔ آنوریسم مغزی درگذشت.
روم 47====ج 16 ص 462
کهف 98====ج 12 ص 533
نحل 38====ج 11 ص 229
یوسف 100====ج 10 ص 77
یونس 103====ج 8 ص 392
یون 4====ج 8 ص 218
توبه 111====ج 8 ص 147
انفال 74====ج 7 ص 254
انفال 4====ج 7 ص 85
اعراف 44====ج 6 ص 187
نساء 151====ج 4 ص 188
نساء 122====ج 4 ص 139
بقره 241====ج 2 ص 211
بقره 236====ج 2 ص 198
بقره 180====ج 1 ص 613
عصر 3====ج 27 ص 292
نبا 39====ج 26 ص 55
معارج 24====ج 25 ص 26
حاقه 51====ج 24 ص 480
تغابن 3====ج 24 ص 183
صف 9====ج 24 ص 80
ممتحنه 1====ج 24 ص 7
حدید 27====ج 23 ص 378
حدید 16====ج 23 ص 338
واقعه 95====ج 23 ص 280
نجم 28====ج 22 ص 529
ذاریات 32====ج 22 ص 329
ذاریات 19====ج 22 ص 319
ق 42====ج 22 ص 295
ق 19====ج 22 ص 253
ق 5====ج 22 ص 225
فتح 28====ج 22 ص 109
فتح 27====ج 22 ص 102
محمد 3====ج 21 ص 391
محمد 2====ج 21 ص 391
احقاف 34====ج 21 ص 374
احقاف 30====ج 21 ص 364
احقاف 20====ج 21 ص 343
احقاف 17====ج 21 ص 336
احقاف 7====ج 21 ص 306
احقاف 3====ج 21 ص 297
جاثیه 32====ج 21 ص 285
جاثیه 29====ج 21 ص 275
جاثیه 23====ج 21 ص 257
جاثیه 6====ج 21 ص 225
دخان 44====ج 21 ص 202
زخرف 86====ج 21 ص 134
زخرف 78====ج 21 ص 119
زخرف 30====ج 21 ص 41
زخرف 29====ج 21 ص 41